حسينقلى خان شقاقى
57
خاطرات ممتحن الدوله ( فارسى )
گويند حضرت جعفر صادق عليه السلام ، امام ششم داراى علم جفر بوده و مطابق عقايد اثنى عشرى داراى علوم اولين و آخرين بودند . ( گذشته از عقايد صحيحه ) از اينرو تا چيزى را به چشم خود نبينى يا به گوش نشنوى باور مكن . با هزاران دليل توانستيم آميرزا احمد را از خيالات فاسد آسوده نماييم . اما زخم پانصد فرانك زيان را نتوانستيم التيام دهيم و با حضور و شركت او اطعمه و اشربه و مخارج گشتگاهها تمام پانصد فرانك خرج گشت و آميرزا احمد نياراميد و تلافى كه توانست بكند اين بود كه در شبى كه باز نوبهء حاضر كردن سماور با او بود ، در قورى عليحده مقدارى فضولات سگ دم كرده بخورد روباه داد و آقاى روباه ملتفت گشته با ميرزا احمد جنگيد و سر يكديگر را شكستند و هردو را رئيس مدرسه از ديپ به پاريس فرستاد . ميرزا احمد به فيض الله خان شاگرد ايرانى كه جواهرساز بود سپرده شد كه نقاشى زرگرى بياموزد و آموخت . ليكن پس از مراجعت به گروس پدرش او را طبيب كرد . يحتمل حالا هم در حيات بوده و طبابت كند . آقا خان خويى كه ملقب به روباه بود در آذربايجان سالها معلم زبان فرانسه بود . بالاخره پس از دو سال تحصيل مقدماتى به پاريس برگشتيم و پس از شش ماه امتحان مقدماتى رياضى كه به زبان فرانسه با شوليه اس سيانس « 1 » گويند دادم و به فاصلهء دو ماه با مرحوم محمد تقى خان مقدم ( برادرزادهء حسين خان نظام السلطنه والى فارس ) داخل مدرسهء مركزى صنايع و كارخانجات كه به زبان فرانسه : اكل - سانترال د آرت امانيفاكتور « 2 » - گويند گرديدم . و سه سال بعد با ديپلم مهندس راه و پل سازى خارج گشتم . از اتفاقاتى كه براى من رخ داد و قابل ذكر است يكى اين بود : هنگامى كه در مدرسهء سانترال بودم ، در آخر سال اول بايستى امتحان داده داخل سال دوم - گشت و امتحان يدى عبارت از نقشهء مريضخانهاى بود كه بايستى وضع اتاقهاى مرضى و ملاحظه حفظ الصحه مخزن آب و رختشويخانه و حمام و اتاقهاى اطبا و جراحى - آشپزخانه و نماهاى اين بنا و نمايش داخل اتاقها و سالن عمل و نمايش
--> ( 1 ) - Bachelier - es - Science ( 2 ) - Ecole Centralc des Arfs Et Manifactures